ضعف رسانهای
من آخرین تصاویر واضحی که از او به یاد دارم برمیگردد به سه سال پیش. همان موقع مناظرات. محکم نشسته بود. جواب متلک و تمسخر لیبرالها را نمیداد. حرص میخوردم. دوست داشتم جواب این ابلهان را بدهد. او اما آرام بود. از برنامههایش میگفت. از کارنامه داشتن.… بیشتر »
نظر دهید »
آزردگیهای رئیس جمهور
بخشی از پیام رهبری به مناسبت شهادت تلخ او بیش از هرچیز مرا به بهت فرو برد. ایشان گفتند:” برای او صلاح و رضایت مردم که حاکی از رضایت الهی است بر همه چیز ترجیح داشت، از این رو آزردگیهایش از ناسپاسی و طعن برخی بدخواهان، مانع تلاش شبانه روزیش برای… بیشتر »
گواهینامه موتورسیکلت زنان!
من از اینکه افرادی باعث شدند ارتباطمون قطع بشه خیلی ناراحتم. از اینکه خودم کوتاهی کردم نرفتم جوانب دیگر ماجرا رو ببینم و بفهمم خیلی افسوس میخورم. اینکه همه مسائل کلان فرهنگی و ولنگاری فرهنگی رو گردن تو میانداختند و رسانهای میکردند آزارم میده اینکه… بیشتر »
"هنوز چله اون تموم نشده، اینو کشتن!!"
منظورش از “اون"سردار زاهدی بود و از “این"شهید جمهور. ماتم برد. جایی برای خندیدن یا گریستن نبود. من حتی داغ حمله به سفارت را فراموش کرده بودم. پیش خودش اینطور تحلیل کرده بود که جمهوری اسلامی هر دفعه کسی از میان خودش را میکشد تا نهضتاش سرپا… بیشتر »
خدا جبران میکند.
۳۱ اردیبهشت تولد مامانم بود. بعد چندسال با تولد امام رضا یکی شده بود. از چند روز قبلش با دخترخاله هام هماهنگ کرده بودم که بریم مامانمو غافلگیر کنیم. اما شب قبلش.. توی گروهها پیچید که بالگرد حامل رئیس جمهور فرود سخت داشته. دلم لرزید! خب فرود بوده، سقوط… بیشتر »
هنوز چله اون تموم نشده، اینو کشتن!!"
منظورش از “اون"سردار زاهدی بود و از “این"شهید جمهور. ماتم برد. جایی برای خندیدن یا گریستن نبود. من حتی داغ حمله به سفارت را فراموش کرده بودم. پیش خودش اینطور تحلیل کرده بود که جمهوری اسلامی هر دفعه کسی از میان خودش را میکشد تا نهضتاش سرپا… بیشتر »
به دنبال نور در میانه کوه وجنگل!
به دنبال نور در میانه کوه وجنگل! من در هر حادثه دنبال خودم میگردم. روزی که شهید حججی محکم رو در روی داعش ایستاد من در آن چشمهای پر غرور دنبال خودم بودم. روزی که خبر شهادت سردار را پیامک زدند، من در جست و جوی مختصات خودم روی نقشه دنیا بودم. وقتی فیلم… بیشتر »
یک شب پر از درد
ما درد کشیدیم. ما تمام آن شب را جان به لب شدیم. همه گوشی و تسبیح به دست دعا میکردیم. دیشب و امشب اما همه آرام شدهاند. حتی کانالهای قلابی هم فکر جذب ممبر نیستند. دیگر روی بنرهایشان نمینویسند “جزئیات سانحه بالگرد حامل رئیس جمهور و… بیشتر »
روایت یا روضه؟
امروز دومین روز است. هنوز یک دل سیر گریه نکردهام. کارهای منزل را سامان میدهم. بچهها را میخوابانم. چند تکه ظرف ته سینک باقی مانده. تنبلی نمیکنم. شاید میخواهم دق ودلیام را سر ظروف بیجان درآورم. سفت میشویمشان. کارها تمام میشود. وظایف یک زن… بیشتر »