مثل آینه
خداوند این دختر را آنقدر شبیه من آفریده که خودم هم متعجب می شوم. پدر و مادرم هم هنگام برخورد و گفت و گو با او بهش می گویند “مریم دوم”
شاید بتوان آینه هایی خلق کرد که شباهت های ظاهری را دقیق نشان دهد، اما کمتر آینه ای وجود دارد که همه شباهت های رفتاری را نمایان کند.
گاهی یک فرزند آنچنان اعماق وجودت را بازنمایی می کند که خودت هم یادت رفته آن ویژگی در وجودت هست.
حالا دختر اولم که از نظر ظاهری شبیه پدرش است آنقدر خلق و خوی اش مشابه من است که متحیر می شوم. با خیال پردازی هایش به عالم کودکی ام سفر می کنم. با سوالات دقیقش به روزگار کنجکاوی خودم پرواز می کنم. از خودم چه پنهان؟ گاهی یک صفت بد وجودم را همچین جلوی چشمم می آورد که از خودم بیزار می شوم. که باور نمی کنم بله این ارث من است، این ویژگی من است که سالها ازش غافل بودم و حالا خدا دخترم را مثل آینه جلویم گرفته تا هرچه درونم هست را بهتر ببینم..
#به_قلم_خودم
جان باز
وقتی میخواهد حوادثی را که منجر به پیروزی نهضت شده است بیان کند، میگوید من یادم هست!
یعنی خودش، شخصا در متن آن ماجرا حضور داشته است.
او جانباز انقلابی است که بعد ها رهبری اش را به عهده گرفت. یعنی کنار مردم برای عقیده اش مبارزه کرد و از هیچ چیزی دریغ ننمود.
حالا مقایسه کنید با رهبران جنبش های امروزی!
لم داده اند روی یک مبل، با گوشی آخرین سیستم اخبار را از چند کشور آن طرف تر پیگیری میکنند.
گاهی هم مشاوران اجیر شده شان توییتی آماده میکنند تا ایشان زحمت انتشارش را بکشند..
جوانان را تحریک و به خیابان میفرستند. موقع مجازات فرد خاطی، ککشان هم نمیگزد.
فرق است میان رهبران انقلاب واقعی و انقلاب های مجازی!
زنان جانباز
نزدیک بود اشکم در بیاید وقتی فهمیدم یک زن هم میتواند جانباز باشد. یعنی در میدان معرکه، وقتی مشغول مبارزه با سربازان دشمن بوده دچار جراحت شده است.
آنجا که به خاطر غفلت عده ای از یاران در جنگ اُحد، دشمن از پشت شبیخون زد، عده بسیاری از مسلمانان از دور رسول خدا پراکنده شدند.
نُسیبه دختر کعب که برای آب رسانی و پرستاری، همراه شوهر و دو فرزندش شده بود، مشک را زمین گذاشت و شمشیر برداشت.
داستان اولویت های یک زن است، مادامی که جان رسول خدا در امان است او هم پشتیبانی رزمندگان را به عهده دارد اما وقتی اسلام در خطر است، چرا زن شمشیر به دست نگیرد؟
هنگامی که شنید یکی از سربازان دشمن فریاد میزند:” محمد کجاست؟ خود محمد کجاست؟” خودش را فورا به او رساند و چند ضربه به او زد. تا حافظ جان پیامبر باشد ولی شانه خودش جراحت بزرگی دید که تا یکسال مداوا آن ادامه داشت..
او جانباز جنگ احد شد تا داستان اولویت بندی نقش های زنان در خانواده و اجتماع تا ابد برای دختران و زنان از سرمشق خالی نماند.
ساده یا آستین دار؟
اگر صبح زود جایی کار داشته باشم، عادت دارم از شب قبل لباس ها و وسایلم را آماده کنم.
برای فردا که نوبت دادگاه برای ماشین سرقتی مان داریم، داشتم وسایلم را آماده میکردم که بین چادر ساده یا آستین دار مردد شدم. یادم آمد فردا بچه ها که همراهم نیستند، با اتوبوس هم که نمیروم، پس چه نیازی به چادر آستین دار؟
تازه آنجایی که باید حاضر شوم، محیط رسمی و تقریبا مردانه ای است.
چه بهتر یک چادر ساده سرم کنم تا کمتر معذب شوم.
حتی از بین دو چادر بدون آستین، آن که طرح و نقش ندارد بهتر است.
یادم میآید در یکی از کارگاه های تشکیلاتی دانشگاه، استاد جوانی داشتیم که معتقد بود حجاب گرفتن با چادر ساده به حیا نزدیک تر است، زیرا مدل دست ها، هنگام رو گرفتن با چادر ساده به شکل گارد گرفتن میشود. و این با فطرت زن سازگار تر است."نقل به مضمون”
این حرف چند سالی گوشه ذهنم خاک نخورد، بلکه خیس خورد و حسابی جا افتاد.
اما چه کنم که با وجود فرزند، همان چادر ساده که به حیا نزدیک تر است، مدام باز میشود.
پس به اجبار چادر آستین دار را برای رعایت پوشیدگی بیشتر انتخاب میکنم.
#به_قلم_خودم
انتخاب دختر شایسته
هرسال در کشور انگلیس مراسم انتخاب دختر شایسته برگزار می شود. معیار های ظاهری مانند اندام و وزن
یا شخصیت و هوش و یا نهایتا فعالیت های خیرخواهانه را برای انتخاب نفر اول استفاده می کنند.
در جماعت مذهبی نیز سالهاست مراسم ها یا مستندهای مشابه با معیارهای متفاوت برگزار و ساخته می شود. معیارهایی که بسیار پسندیده و مورد تمجید است ولی یک اشکال اساسی دارد.
آن هم میزان استرسی است که به جامعه زنان عادی وارد می کند. یعنی چند زن موفق را می آورند در یک مراسمی و مورد تکریم قرار میدهند. اما بی شمار زن که با معیار های مراسم آنها موفق محسوب نمیشوند را نادیده میگیرند.
این حجم استرسی که رسانه با الگو کردن زنان غیر معمولی به خورد زنان معمولی می دهد عجیب است.
شاید هم برای زنی که خودش را با زن برتر مقایسه کند، فلج کننده باشد. حتی از نظر جنگ شناختی، بوی توطئه می دهد، چرا که مکر رسانه با بولد کردن زنان مسلمان خاص طیف گسترده ای از زنان عادی را از اثرگذاری های کوچکشان عاجز یا نسبت به زندگی و دستاورد هایشان دلسرد میکند. ممکن است زن احساس بی ارزشی کند. با این مراسم ها و مستند ساختن ها برای دختران جوان الگو سازی غیر واقعی صورت می گیرد. حتی توقع عموم را از زن موفق بالا میبرند. تصویری از زن میسازند که هم درس بخواند، هم به موقع ازدواج کند، هم تعداد قابل قبولی بچه داشته باشد. در حالی که همه وظایفش نسبت به شوهر را انجام دهد، فعال اجتماعی موثری هم باشد. تازه یک خانه بسیار مرتب، با فرزندانی شاداب و سرحال!
شبیه مستند های شبکه افق!
راستی تا کی میخواهند برای زن تراز تعریف های جامع و مانع ارائه دهند؟ چقدر آگاهانه یا جاهلانه به زن ظلم کردند؟ چقدر خلاقیت و نشاط را از زن دزدیدند؟ حتی زنان را مقابل هم قرار دادند و در یک مسابقه بدون برنده به تاختن وادارشان کردند.
کاش دست از سر زن بر می داشتند. آنوقت می دیدند که هر زنی یک قهرمان است، چه با مدرک چه بی مدرک
چه با پیج و کانال جهت کنش گری اجتماعی، چه بدون حتی یک گوشی ساده..
هر زنی راوی قصه های بزرگی از زندگی خودش است…
#به_قلم_خودم