آفتابه لگن هفت دست، شام و ناهار هیچی!
در قدیم قبل از صرف غذا، برای مهمانها آفتابه و لگن میآوردند تا دستهایشان را بشویند و با حوله خشک کنند. گاهی برای اینکه مهمانها معطل نشوند از چند دست آفتابه و لگن استفاده میکردند. برخی موارد هم گرانترین سرویسی که داشتند را برای مهمان میآوردند. مهمان بیچاره هم با خودش فکر میکرد وقتی آفتابه لگنشان انقدر گرانقیمت است، غذایشان چیست. بدون آنکه بداند میزبان، به قدری سرگرم حواشی شده که از اصل غافل شدهاست. یعنی آنقدر به آداب دست شستن قبل از غذا میپرداختند که از آوردن شام یا ناهار غافل میشدند.
مثل بعضی از ما مانند همان آفتابه لگن های خوبی است که برای ماه خدا آماده کردهایم، حتی از جنس طلا و نقره.
ن
مازهای طولانی بدون تفکر، قرائتهای تند تند، سفرههای پر زرق وبرق، افطاری دادنهای اشرافی و..
غافل از آنکه برای ورود به مهمانی خدا، باید به اصل توجه کنیم.
خداوند در ضیافتش هرچه که سرِ منِ اصلی را شلوغ کند تعطیل کرده تا فرصتی برای بهرهمندی پیدا کند. ابتدا خوردن و آشامیدن را ممنوع کرده و بهدنبال آن از ما خواسته چشم، گوش، زبان و.. را پاک نگاه داریم تا قسمت اصلی وجودمان تجلی یابد.
یک ماه تمرین است تا فطرت با خیال راحت تغذیه شود. باید تفکر، این عبادت ارزشمند به کار بیافتد.
#به_قلم_خودم