گفت وگو سرسفره
از اخرین باری که با آرامش با او حرف زده ام خیلی می گذرد.خیلی وقت است دنبال فرصتی میگردم تا هرچه دل تنگم میخواهد بگویم.اما نمیشود که نمیشود.
یا من خسته از بچه داریم،یا او خسته از کار
امشب سرسفره شام وقتی دست یکی ازدخترها توی سبزی ها بود گفتم میخواهم در مسابقه ای از طرف مرکز یزد شرکت کنم.
دخترکوچکمان را از روی سرش پایین کشید و گفت خودتو اذیت نکن.مسابقه شون سوالیه؟
پای دختربزرگمان را از کاسه ماست بیرون کشیدم،لقمه کتلتم را فورا قورت دادم و گفتم نه باید محتوا در مورد زن تولید کنیم.
کتلت له شده ای دهان دخترکوچک گذاشت و گفت در مورد چی زن؟
و من به دنیای مادرانگی ام،بچه داریم،شوهرداریم،خانه داریم،وبلاگ نویسی ام،مطالعاتم و…پرت شدم.گفتم همه چی مثلا فضای مجازی،مهارتهای ارتباطی،تربیت فرزند…
گفت شرکت کن،بخاطرخدا،هرچی در توانت بود انجام بده،به نتیجه اش فکر نکن…
ازاینکه بعدمدتها توانسته بودم هرچند کوتاه،هرچندشلوغ و بدون تمرکز با او حرف بزنم خوشحال بودم.
#روایت_زن_مسلمان
چادر رنگی و کاربردهایش
چادررنگی
وقتی دختر بچه کوچکی بودم،در ذهن خودم چادرها را به دو دسته چادر نماز و چادر مشکی تقسیم کرده بودم.یعنی ما زنها یا موقع نماز یا موقع به خیابان رفتن چادر میپوشیم.حتی در مسافرتها و پیک نیک ها نمیشود با چادر بود.یا مثلا در یک جمع خانوادگی پوشیدن مانتو و روسری کفایت می کند.چادر مشکی برای کوچه است.چادر نماز هم که تکلیفش مشخص است.بعدها متوجه شدم نوع دیگری از چادروجود دارد به نام چادر رنگی!چادری که گرمای چادر مشکی را ندارد.کمی جمع و جور کردنش راحت تر است.مثل چادرمشکی چروک نمیشود.با این چادر که در مهمانی ها استفاده میشود،ظرف شستن،غذا خوردن،نشستن های طولانی روی زمین آسان تر از چادرمشکی است.این مدل چادر مثل چادر نماز هم نیست که فقط در سجاده نگه داری شود و بوی عطر بدهد.بلکه کنار لباس های دیگر است و می شود چندتا از آن داشت تا با لباسهای مختلف مهمانی ست شود!
بعدها که به مسافرت و پیک نیک رفتم دیدم استفاده از چادررنگی با یک رنگ تیره،راحت تر از یک چادر مشکی است.
و دیدم زنانی که به چادر رنگی شان کش دوخته بودند تا راحتی آن را تکمیل کنند.
وقتی بچه دار شدم فهمیدم شیردهی با یک چادر رنگی باعث کمتر عرق کردن نوزاد هم میشود.
خلاصه چادر رنگی کاربردهای زیادی دارد که در عالم بچگی با آن اشنا نبودم.و نمیدانستم چرا بعضی زنها بین مردان داخل مهمانی با مردان کوچه فرق میگذارند.
اخیرا دیدم بعضی زنها در پیج ها و کانال های مجازیشان گاهی عکس با مانتو و روسری میگذارند و گاهی با چادرمشکی.
ظاهرا این ها هم با چادررنگی آشنا نیستند.وگرنه بین مرد کوچه و مرد مجازی چه تفاوتی است؟
#روایت_زن_مسلمان
#فضای_مجازی
#به_قلم_خودم
مادری و دوره های آفلاین
بنراولین دوره سیر جریان فکری مرحوم علی صفایی را در گروه میگذارد و می گوید:بچه ها حضوریه کی میاد بریم؟
اولین نفر مینویسم من! با شکلک زبان دراورده و چشمهای تا به تا
چندساعت بعد ریپلای میزند عالی میشود
یکی از بچه هایت دست من
یکی دست خودت!
لبخند میزنم
حتی فکرش هم قشنگ است.
میداند دلم برای کارگاههای حضوری لک زده است.
و سعی میکند بچه داری ام را تسهیل کند.
همین به فکر بودن
همین درک کردن
برای یک مادر خسته کافی است تا از دوره های آفلاین نصف شبش لذت ببرد..
رفیق همه روزهای من
ممنونم بابت بودنت
شاکرم ازخدا برای دادنت به من
#روایت_زن_مسلمان
#به_قلم_خودم
سلام عزت آرد
کلاس سوم دبستان بودم.اینطور به ما یاد داده بودند که در یک سلام کردن،۷۰ثواب است و ۶۹ تای آن برای سلام کننده است.
همچنین گفته بودند به بزرگترهایی که در محله مان میدیدیم سلام کنیم.
این دو آموزه انگیزه خوبی برای ۹سالگی من بود تا به همه بزرگترهایی که در کوچه و خیابان میدیدم سلام کنم.
وقتی خودم از انجام این کار خوشحال میشدم،شعف را در چهره همه آن بزرگترها میدیدم.
وقتی در دوران افسردگی های پس اززایمانم با دو بچه در کالسکه راهی خیابان و مسجد میشدم،بازهم آموزه های کودکی ام را به خاطر آوردم.
سلام کردم!
به همه زن هایی که ازمن بزرگتر بودند.
به زنان سالخورده.
به همه مادران پیری که دم حیاط خانه شان روی چهارپایه نشسته بودند و چانه پر غم روی عصا گذاشته بودند.
دیدم که غم از دلم رفت وقتی آن پیرزن در جواب گفت: خدا خیرت بده
و دیگری گفت خدا برایت نگهشان دارد
و حتی شکلات هایی که نصیب بچه ها میشد باسلام من.
سلام یعنی سلامتی
یعنی امنیت
با سلام کردن ما،محله مان پر می شود از نشاط مومنانه
#روایت_زن_مسلمان
#به_قلم_خودم
ماجرای تکراری اشتغال زنان
ما زنها را چه به شغل؟
ما شغل را برای چه میخواهیم؟ هدف از داشتن شغل چیست؟
جایگاه اجتماعی پیدا کردن
درامد داشتن و استقلال مالی
واسه مدرسه بچه ها و انجمن اولیا مربیان
حال خوب
فکر میکنم اکثر ما شغل را برای این میخواهیم که از خودمان اثری به جا بگذاریم.
شغل را میخواهیم تا از انچه هستیم خروجی بگیریم
به عبارت ساده تر میخواهیم حالمان خوب باشد.
در مورد اینکه حال خوب با شغل های خاص،نیاز واقعی است یا یک نیاز کاذب که برایمان رویا سازی کرده اند،در جای دیگری صحبت میکنم.
فرض ما این است یک زن با شغل حالش خوب می شود.
و تعریفمان از شغل کاری باشد که زن از روی علاقه یا مهارت و تخصصش انجام دهد.یک کار به غیر از وظایف همسری،مادری،خانه داری.
خب اگر بخواهیم این را حذف کنیم و بگوییم ای زن تو اکنون همسر و مادر هستی،خودت را فنا کن!
فنا کند که چه بشود؟ که شوهر و فرزندانش سالم و با ارامش رشد کنند.
وقتی حال خوب یک زن ندید گرفته بشود،آن زن رو به زوال است.یک زن ناخوش احوال،نمی تواند حال خوب بدهد،نمی تواند آرامش بدهد.
شاید از آنهایی باشید که زنهای قدیم را توی سر زن امروزی می کوبند.
در جواب باید بگویم سبک زندگی قدیم نشاط آور و متناسب با با لطافت زنانگی بود.
مثلا نان پختن هم برای زن شغل بود و با همه سختی ها،حال زن را خوب می کرد.
هم متناسب با وظایف یک زن بود.
مثال دیگر از قالی بافی خانم های قدیم است.
هم کنار بچه هایشان و سرزندگی شان بودند،هم درآمد قابل توجهی داشت.هم نیاز و علاقه یک زن را تامین می کرد.
ادامه دارد…
#به_قلم_خودم