طبقات منظم ذهن
ذهن را می شود به کابینت آشپزخانه تشبیه کرد. اگر بخواهیم وسایل را در کابینت ها پیدا کنیم باید ابتدا مرتب شان کرده باشیم. وسایل نامرتب داخل کابیت ها باعث کلافگی است. ذهن نیز تا زمانی که سامان نگرفته باشد آشفته است و کارایی لازم را ندارد. آنچه در ابتدا موتور ذهن را روشن می کند نظم است. سپس پرسش!
یعنی ابتدای امر باید اطلاعات و آموخته های ذهنی مان را منظم کنیم. سپس سوال کنیم تا ذهن به حرکت بیافتد.
آنچه بتواند ذهن را مانند طبقه های یک کابینت سر و سامان دهد، نوشتن است. اما نه هر نوع نوشته ای!
سبک مقاله نویسی اینترنتی که اخیرا با آن آشنا شده ام می تواند به داده های ذهن ما شفافیت بدهد.
وقتی ما کتاب میخوانیم یا فیلم آموزنده ای مشاهده می کنیم مجموعه ای از اطلاعات علمی را وارد مغز خود می کنیم. برای جای گیری بهتر، توصیه می شود از هر چه آموخته ایم یک مقاله در حد توان بنویسیم. این بازخورد گیری به سبک نوشتن مقاله باعث نظم ذهنی و یادگیری بهتر مطلب می شود.
در مراحل بعد برای به حرکت انداختن موتور ذهن و نوشتن مقاله های بهتر، چندین پرسش مطرح می کنیم. ذهن ما با این روند، به مرور ورزیده می شود و به شفافیت خواهد رسید.
شفافیت نیز عمل و اقدام به همراه دارد. زیرا به ذهن کمک کرده ایم به واقعیت نزدیک شود.
#مقاله_نویسی_اینترنتی
#سایت
#ژورنال_نویسی
#به_قلم_خودم
کوثرنت، تعامل همیشگی
کوثرنت،تعامل همیشگی
باهم وارد حوزه شدیم.بعد از مدتی به دلیل بی انگیزه بودن درسش را رها کرد.
دیروز که به منزلمان آمده بود تندیس همایش روایتگری زن مسلمان را دید.
پرسید برای چه چیز است؟
گفتم در مسابقه روایتگری زن مسلمان برگزیده شده ام.
گفت:"مگه هنوز حوزه میری؟”
گفتم :” نه از طریق کوثرنت شرکت کردم.”
و آنجا تازه به اهمیت فضای مجازی،خصوصا شبکه امن کوثرنت پی بردم.
من از بدو ورودم به حوزه، در شبکه فعالیت میکردم. و همین یک نقطه اتصال بین من و دیگر طلاب بود.
نقطه ای که ادامه پیدا کرد و به یک خط تبدیل شد.
خطی که هیچ گاه پایان ندارد. ما حتی اگر فارغ التحصیل هم شویم میتوانیم از طریق شبکه باهم در تعامل و رشدباشیم.
عشق برای خدا
عشق برای خدا
عکس های روی سیستم را بالا پایین میکردم تا برای تولدش،کلیپ درست کنم.
از یک جایی به بعد کمتر از او عکس داشتم.درست از زمانی که بچه ها به دنیا آمده بودند. دلم گرفت. ناراحت شدم. از اینکه نکند در دنیای واقعی هم توجه و علاقه ام، مثل عکس ها از یک جایی به بعد کم شده باشد.
دوست ندارم مثل زن های بی دست و پا، لپ هایمان را باد کنم و یک گوشه بنشینم و بگویم:” من دو تا بچه براش آوردم،اون باید محبتش به من دو برابر بشه!"
دوست دارم مثل همه زنان قوی تاریخ، روی پای خودم بلند شوم. دوست دارم یک مدیر عاطفی درجه یک در محیط خانه ام باشم. میخواهم وظایفم را برای خدا درست انجام بدهم و مطمعن باشم که مدیریت قلبها با خداست.
اگر من در انجام مسئولیت هایم کوتاهی نکنم خداوند هم، قلب همسرم را قدران من و زحماتم می کند.
کیف مشترک
کیف مشترک
فرزندانم برای کیف جدیدشان ذوق کرده بودند. دختر بزرگتر محو تماشای چشم های عروسک دوخته شده روی کیف بود که خواهر کوچکترش کیف را سریع برداشت و فرار کرد. داشتم از این تعقیب و گریز خواهرانه لذت میبردم که گفت:《 چرا هرچی میخری جفت نمیخری؟》
صدای گریه دختر شکست خورده در تعقیب و گریز مرا به طرفش کشاند. همانطور که بغلش میکردم گفتم:《 نمیخوام دو تا تک فرزند بار بیارم.》
عیکنش را روی صورتش مرتب کرد. شانه هایش را بالا انداخت و گفت :《خود دانی! عقده ای بار نیان.》
به طرف پایین خم شدم و دخترم را که آرام شده بود زمین گذاشتم. رو به خواهرش کردم و با لحن مهربان ولی قاطع گفتم :《 مامان این کیف هر دوی شماست،وسایل تون رو داخلش بذارید.》
استکان چایی خالی را که از جلویش برمیداشتم گفتم:《 توقع ندارم همین لحظه باهم به توافق برسند. قصدم فرصت دادن برای استفاده از ظرفیتشان است.
وگرنه در سن مدرسه رفتن، حتما کیف و کتاب جدا تهییه میکنم. 》
لبخند زیرکانه ای زد و گفت :《ماشالله مثه مشاورها حرف میزنی.》
همراهی پدر در پوشک گرفتن بچه
“پول دو تا بسته پوشک را می دهیم برای شستن فرش ها، عوضش از خرید پوشک راحت میشیم!”
با همین جمله اقتصادی سعی کردم پدرش را همراه کنم. در همه صحبتهای مشاوره های کودک این توصیه را دیده ام. “همراهی پدر خیلی مهم است.”
شاید علت این حرف هوای مادر را داشتن است. بالاخره از شیر گرفتن و از پوشک گرفتن و هر مرحله دیگری سختی دارد. همراهی پدر باعث قوت و نشاط زن می شود.
یا شاید بخاطر کودک این توصیه را کردهاند. تا بفهمد والدین اش در لحظه های ترک وابستگی کنارش هستند.
دلیلش هرچه باشد، توصیه بسیار خوبی است.
مرد باید دل در امورات منزل دهد. رفیق روزهای سرد و گرم اهل و عیالش باشد. از همین کودکی بچه ها تمرین کند تکیه گاهشان باشد، تا برای نوجوانی و جوانی شان آماده تر و پخته تر شده باشد.
همه اعضا باید بفهمند پدر فقط وظیفه تامین مالی ندارد. خود مرد هم بداند مهم تر از تامین هزینه ها،تامین عاطفه است. برای روزهای کم و زیاد مادی، دلگرمی اعضاست که مرد را سرپا نگه می دارد.
#به_قلم_خودم