هزینه امنیت
شنیده ام که در دوران پیروزی انقلاب اسلامی درب خانه ها را نمی بستند تا اگر مجاهدی تحت تعقیب نیروهای ساواک بود بتواند به منزل آنها پناه ببرد.
مگر صاحب خانه نمی دانست مجازات پناه دادن به یک مجرم از نظر شهربانی چیست؟
می دانست! خوب هم می دانست، ولی همراهی نکردن با مبارزان را ننگ می دانست. شاید می خواست کوچکترین سهم برای آزادی کشورش را بپردازد.
همچنین شنیده ام عده ای مغالطه این به جای آن را استفاده می کنند و می گویند:” هزینه بمب و موشک را از جیب مردم نپردازید؛ مردم آب و نان می خواهند.”
البته برای ما که عصر صاحب نظریه دنیای گفت و گو را درک کرده ایم حرف جدیدی نیست، لکن اینها پیش خودشان فکر نمی کنند اگر دشمن تجاوز نظامی کند چگونه می خواهند آب خوش از گلویشان پایین برود؟
عده ای را چه شده که حتی حاضر نیستند به اندازه یک درب خانه باز گذاشتن هزینه کنند؟
مگر بین ما و امنیتمان فاصله ای است؟
اگر ما هزینه حفاظت از خود را نپردازیم چه کسی می پردازد؟