نماز با چادر رنگی
من عاشق زنهایی هستم که توی مراسمهای شلوغ نماز جماعت هم چادر رنگی میآورند.
برایم یاد آور حوصله و سلیقه زنانگی است. اینکه کسی نیم کیلو پارچه اضافی با خود حمل کند تا در یک مراسم شلوغ، با چادر مشکی نماز نخواند، آخر صبر و زیبایی است در نظرم! چیزی که این روزها زیر چرخهای زندگی ماشینی له میشود!
شاید دشمن زن از اولش، همین حوصله را نشانه رفته بود. شاید دشمن فهمیده بود حوصله زنانگی که نباشد هیچ چیز سر جایش نمیماند. برای همین دور زن را شلوغ کرد تا کلافهاش کند. هزار کار سرش ریخت تا آشفتهاش کند. نفهمد بالاخره مهمترین وظیفه چیست!
کنار سوالات تکراری فرزندان خردسالش بشیند یا مقاله ناتمام را زودتر آماده کند؟ با چایی قند پهلو، تلخیهای روز سخت مردش را به در کند یا تند تند به نظافت و امور منزل برسد که فردا تا ظهر سرکار است!
هر چه که هست، روی سر زن عصر ما کارهای زیادی ریخته! کارهای متراکم که عجله را سوغات میآورد. عجله هم تمرکز و صبر را میبرد دور دستها! آنقدر دور که زمانی برای زن سرحال نماند. آدمی یک جایی کم میآورد. دلش فراغتی میخواهد برای تجدید قوا.
توی آرامش آدم حوصله همه چیز را دارد. هر واژه سر جای خودش لبخند رضایت میزند. زن، لطافت، صبوری، مهربانی