عقدکنون
تمرین روایت نویسی صدای پچ پچ زن ها را از پشت سرم میشنیدم.گرمای بدنم بیشتر از هرموقع دیگر حس میشد.گرفتن قرآن با ناخن مصنوعی قرمز کار آسانی نبود.این مژه هایی که روی مژه های خودم چسبانده بودند هم قران خواندن را دشوار کرده بود.هردفعه ای تکه های کوچک قند… بیشتر »
2 نظر